![]() | Pierre - Killer | ![]() |
| ||
![]() | Found at bee mp3 search engine | ![]() |
|
از غصه نپرهیزم ، چون زاده ی پاییزم! فرض كن دوستت ، همكارت ، رفيق قديميت ، كسي كه سالها كنارت بوده يكباره بخاطر تو مي افته توي درد سر... يا اينكه وقتي داشته براي تو كاري انجام ميداده يه بلايي سرش مياد... تصادف مي كنه ، مریض میشه ، گرفتاري براش پيش مياد. يا نه ...قانوناً و عرفاً شما وظيفه اي در قبال اين آدم نداشتي و نداري كه آنچه در محدوده ي قوانين و بايد ها و نبايد ها بوده شما به خوبي اجرا كردي و باز اين دوست و همكار قديمي به درد سر مي افته ... چه كاري براي خودت انجام ميدي ؟؟!! براي اون چي ؟ براي خانواده اش كه نگران آينده هستن و تو رو مقصر مي دونن !! براي بيمارستان كه تا پول نگيره نگاه به مريضت نمي كنه ؟ براي روزبه كه هم دير مياد و هم فكر ميكنه مي تونه با كدخدا منشي مشكل رو حل كنه ..!!! روزگار سختي شده ... يه عزيزي توي مترو ميگفت همه ي اين بدبختيها بخاطر اينه كه عشق مرده !!! عشق به خدا ، عشق به همنوع ، عشق به وطن ، حتي عشق به معشوق ! پ ن : ۱- چه خوب كه توي اين مملكت هنوز ميشه يه چيزايي رو سريع فروخت و تبديل به اسكناس كرد . ۲- براي ما كه ماشين نشد ، خصوصاً بعد از اون تصادف ، خدا كنه براي كسي كه به هزار بهانه ۳ ميليون زير قيمت مي خره چرخش بچرخه ... ۳- جامعه ي پزشكي ما مثل جامعه ي هنرمندان ، مهندسين ، پرستاران ، روحانيون مبارز و غير مبارز ، اساتيد دانشگاه و كسبه فقط براي رضاي خدا و خدمت به همنوع كار مي كنند. ۴- برادر من ، عزيز من ، بيمارستان براش مهم نيست كه تو يا بابات كي هستين ؟ از كجا تشريف آوردين ؟ بيمارستان پولو مي شناسه ... ۵- از غصه نپرهيزم ، چون زاده ي پاييزم ! + نوشته شده در سه شنبه 1387/06/26 9:51 توسط اوستا پورمزد |
|